با طرداپورتونیزم و انحرافات ایدئولوژیک «کودتاگران» در راه انقلاب سرخ به پیش!

سازمان رهایی افغانستان با کوله بار تجارب نیم قرن خویش که سراسر مشحون است از مبارزات آگاهانه و سلحشورانه ­ی اعضاء، هواداران و متحدین سازمان، طی مقاطع مختلف زندگی اجتماعی، سیاسی و نظامی آن، افتخار دارد که یکبار دیگر با دور افکندن پوستین چرکین خود با انرژی بیشتر و پاک بازی مصممانه­ تر گام جدید در راه انقلاب دموکراتیک نوین در کشور ما بر می دارد.
تاریخچه سازمان مبین آنست که هر از گاهی علیه اپورتونیزم مبارزه جدی داشته، توانسته است با سربلندی بیشتر در مقام رفیع تر قرارگیرد.

ادامه را اینجا بخوانید:

دستاوردها

اپورتونیزم و انحرافات ایدئولوژیک

زنده یاد داکتر فیض احمد

متن حاضر مقدمه و مدخلی بر زندگی‌نامه رفیق داکتر فیض احمد، رهبر و بنیانگذار سازمان رهایی افغانستان، از چهره‌های برجسته انقلابی و تأثیرگذار در مبارزات معاصر و جنبش کمونیستی کشور است که به بررسی ابعاد گوناگون اندیشه، منش و کارنامه سیاسی او می‌پردازد. نگارش این اثر در حال حاضر مراحل پایانی خود را طی می‌کند و نسخه کامل آن پس از تکمیل و تدوین نهایی، در دسترس تمامی رفقا، هم رزمان و علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت.

بیشتر بخوانید

داکتر فیض احمد؛ مبارز انقلابی، کمونیست پیشگام، یار دیرین زحمت‌کشان و آموزگار بزرگ سازمان رهایی افغانستان!
در صفحات تاریخ، آن‌جا که جو خونبار استثمار و تاریکی ستم طبقاتی بر زندگی توده‌های زحمت‌کش سایه می‌اندازد، شخصیت ها و آزادگانی ظهور میکنند و تابناک می‌درخشند که جان خود را نه در قربانگاهِ منفعت‌طلبی شخصی، بلکه در آتشِ نبرد طبقاتی به روشنی‌بخشِ راهِ رهایی پرولتاریا تبدیل می‌کنند.
این زیست نامه، به ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، فعالیت سیاسی، ایجاد هسته های تشکیلاتی، کار توده یی، حماسه های انقلابی و کارنامه‌ی سراسر تلاش، سازمان دهی و مبارزه انسانی می پردازد که تمام هستی، اندیشه و عمل خویش را بی‌هیچ تزلزلی، وقف آرمان مقدس آزادی انسان، رفاه همگانی، عدالت اجتماعی و تحقق جامعه‌ای عاری از هرگونه استثمار فرد از فرد نموده است.
او ​از نخستین سال‌های بیداری و فعالیت سیاسی، زمانی که ماهیت نظام سرمایه‌داری و خصلت ذاتی آن در تولید ناموزون ثروت و فقر را در جامعه مشاهده کرد، دریافت که رفاه، برابری و آزادی نه هدیه‌ای ملوکانه از سوی طبقات حاکم، بلکه ثمره‌ی نبردی بی‌امان، متشکل و سازمانی است. با الهام از آموزه‌های بالنده و پراتیک پرولتری، او به این درک لنینیستی نائل آمد که بدون تئوری انقلابی، جنبش انقلابی نیز امکان‌پذیر نیست. از این رو، اندیشه‌ی دیالکتیکی و کمونیسم علمی را مشعل راه خویش برگزید و با اتکا به تحلیل مشخص از شرایط مشخص، عمر خود را نه در انزوای نظریه‌پردازی های انتزاعی، عدم شناخت و بو نبردن از بافت اجتماعی جامعه افغانستان و دوری نمودن از رفقای سازمانی اش، بلکه در بطن تشکل‌یابی آگاهانه‌ی طبقه کارگر و توده‌های تحت ستم و مبارزه برای رهایی آنها سپری نمود.
​او یک پیشاهنگ واقعی بود؛ عنصری انضباط‌پذیر، مصمم، بری از انحرافات اپورتونیستی، انجویستی، اندیویدوآلیستی، فامیل پرستی، و سازش‌کاری‌های بورژوایی. در روزگارانی که اراده‌های ضعیف زیر فشار دستگاه‌های سرکوب و تبلیغات مسموم امپریالیسم و سوسیال امپریالیسم فرو می‌ریختند، او سنگر نبرد طبقاتی را ترک نکرد. هر روزی از زندگی او، مشقی بود در خدمت به خلق و مبارزه با ستم ساختاری. او به خوبی می‌دانست که رهایی واقعی انسان متضمن انحلال تمام‌عیار مناسبات تولیدی ظالمانه و محو کامل مناسبات کالایی و طبقاتی است؛ جامعه‌ای که در آن برابری نه در شعارهای میان تهی و مجرد حقوقی بورژوایی، بلکه در دسترسی برابر به مواهب زیستی، فرهنگ و تولید متجلی گردد.
​زندگی این مبارز، مظهر پیوند ناگسستنی اراده‌ی انقلابی و ماتریالیسم تاریخی بود. او تمام تمایلات فردگرایانه و آسایش‌طلبی‌های خرده‌بورژوایی را در پای پرچم سرخ آرمان‌ سازمان و خلق ستم دیده اش فدا کرد تا صدا و نیروی بی صدایان و رنج‌دیدگان باشد. سنگینیِ تعقیب، شکنجه در زندان، مهاجرت، از دست دادن عزیزترین هم رزمان، محرومیت از زندگی علنی و دوری از همسر انقلابی اش هرگز نتوانست خللی در ایمان راسخ او به حتمیت تاریخی سقوط نظام‌های ستمگر و طلوع جامعه‌ی کمونیستی ایجاد کند.
​اکنون، در این روزگار خرمستی امپریالیسم و پادوان مذهبی اش در جهان، منطقه و کشور ما، سیمای این مبارز پرولتری نه یک خاطره‌ی تاریخی صرف، بلکه قطب‌نمایی زنده و سرچشمه‌ی الهام برای نسل‌های نوین مبارزان است. او به ما آموخت که زیستن، اگر در خدمت رهایی زحمت‌کشان و برپایی دنیایی عاری از ظلم نباشد، چیزی جز خضوع در برابر ستم نیست. سموم انقیاد طلبی، اپورتونیزم منحط، انجیویزم عافیت طلب و فامیل بازی شرم آگین را صرفا با پادزهر اندیشه های انقلابی داکتر فیض میتوان ریشه یی درمان کرد.
یاد و راه او، چون مشعلی جاودان، مسیرِ شکستن زنجیرهای استثمار و فتح قله‌های برابری را روشن می‌دارد.
آرمان او و سایر جاودانگان جنبش کمونستی کشور، روشنایی بخش راه مبارزاتی ما خواهد بود. … ادامه به زودترین فرصت اینجا در دسترس قرار خواهد گرفت.

طالب تجسم واقعی امپریالیزم هار و خونریز عصر ماست!

ورود دست پرورده های آمریکا

کشورما دقیقأ از کودتای هفت ثور ۱۳۵۷ تا کنون، به صورت مستمر در گرداب موهن تجاوز، کشتار، وطن فروشی، ویرانگری، مهاجرت و عدم ثبات اجتماعی عمیقا فرو رفته و غرق است. اساسا حل مسئله تضاد و مبارزه طبقاتی قبل از کودتا و بعد از آن قسما تغییر نمود، اما مناسبات سخت جان فیودالی به صورت پایه در هر دو دوره با قوت پابرجا ماند. مبارزه برای حصول استقلال و دفاع از سرزمین مادری با درک از ابرام ماهیت دموکراسی اولویت یافت. از آن زمان درست ۴۵ سال گذشت و اشغال شوروی هم خاتمه یافت اما شدت درد ها بیشتر، زخم ها عمیق و کاری تر، اعضا قسما فلج و تن میهن دردمند ما هر روز پژمرده و محتضرتر گشت. از همین است که بعضی ها میپرسند، آیا سرشت ما از آغاز ناجور و زشت بنا یافته بود که به چنین سرنوشت غم انگیز و رو به زوال محکوم شدیم؟

‌


پیمایش به بالا